پایان نامه

عنوان پایان نامه :  تبیین نقش تعادل طبایع اربعه در تعالی اخلاق با نظر به روایات معصومین علیه السلام و حکمای اسلامی

یک صفحه از متن پایان نامه فقط برای نمونه :

انسان را در این حدیث ذکر کرده است. علامه مجلسی این حدیث را از تفسیر فرات کوفی نقل کرده او در مورد این تفسیر میفرماید: تفسیر فرات اگرچه اصحاب ما به مدح و ذم و عیبش متعرض نشده­اند و لیکن روایات آن موافق با احادیث معتبری است که به دست ما رسیده است و حسن ضبط در نقل آن باعث اطمینان و حسن ظن ما به مؤلف می­شود و مرحوم صدوق هم روایاتی را از او توسط حسن بن محمد جمهور بن سعید هاشمی نقل کرده است.[1]

1-1-1- روایت پنجم: خلقت طبایع اربعه در انسان در کتاب تورات

به سندى از وهب بن منبه که در تورات وصف آغاز آفرینش آدم را چنین یافته، خدا تبارک و تعالى فرموده: من آدم را آفریدم، تنش را از چهار چیز درهم نمودم، آن را ارثى فرزندانش ساختم که بدان نشو و نما کنند تا روز رستاخیز، چون او را آفریدم، جسمش را از تر و خشک و گرمى و سردى و درهم نمودم. چون از خاک و آب ساختم و در او نفس و روح نهادم، خشکى هر تن از خاک است و ترى آن از آب و گرمى از نفس و سردى از روح می باشد.

اهل کتاب می­باشد، ولی قریب به (مضمون) این حدیث در کتاب عقل وجود دارد که در آنجا شرح دادیم که آن شرح در اینجا هم مفید است.[2]

در این روایت صراحتاً از ترکیب انسان از طبایع اربعه به هنگام خلقت ذکر شده که قوام جسم انسان هم بر این طبایع استوار است و هر کدام از این طبایع در صورت اعتدال باعث صحت جسم می­شوند اگر یکى از این طبیعتها از حدّ اعتدال خارج شد، بیمارى داخل بدن خواهد شد (و چه بسا سبب هلاکت انسان شود) و اگر ناقص شد و از حد معمولى (که باید باشد) کمتر گردید بمرور ضعیف مى‏شود، بطورى که توانائیش تمام شود و آن هم باعث بیمارى گردد که دیگر نتواند بواسطه عجز و ناتوانى که پیدا کرده با باقى طبیعتها مقارنت نماید (و این هم گاه موجب هلاکت آدمى گردد). در ادامه حدیث می­فرماید: اخلاق انسان از اثر طبیعتهای است که در بدن او قرار داده شده و جسد از آنها ترکیب یافته و بعضی از خصوصیات اخلاقی را به سردی و گرمی و تری و خشکی، نسبت می­دهد. به عنوان مثال می­فرماید، زمانی که اگر خشکى به کسی غلبه کرد (کارهاى ناشایسته انجام می­دهد تا) قساوت در قلبش پیدا شود، اگر ترى و رطوبت غالب شد نرمى و خوش اخلاقى او تبدیل بمهانت و سستى و خوارى (و خود پست‏تر بینى) مى‏شود( تنبلى خوار کننده بسرش آید).

[1] . تفسیر فرات‏ و إن لم یتعرض الأصحاب لمؤلفه بمدح و لا قدح لکن کون أخباره موافقه لما وصل إلینا من الأحادیث المعتبره و حسن الضبط فی نقلها مما یعطی الوثوق بمؤلفه و حسن الظن به و قد روى الصدوق رحمه الله عنه أخبارا بتوسط الحسن بن محمد بن سعید الهاشمی‏ ؛  ( محمد باقر مجلسی ، بحارالانوار ، ج 1 ، ص 37 ) .