پایان نامه

عنوان پایان نامه :نقش مدیران در ارتقای سرمایه اجتماعی در آستان قدس رضوی91

یک صفحه از متن پایان نامه فقط برای نمونه :

پردازند. این بدان معنا است که شبکه سازی و توسعه روابط با ذی نفعان محیطی عامل بسیار مهمی در پیشرفت و کامیابی سازمان است. مدیران موفق زمان وکوشش بسیاری را جهت توسعه روابط اجتماعی، تعاملات سیاسی و روابط با عوامل خارج از سازمان صرف می کنند. از طرفی این مدیران زمان کمی را صرف وظایف سنتی و یا مدیریت منابع انسانی می کنند(Luthans,1988:129). با نگاهی اجمالی به سبک و سیاق رفتاری مدیران موفق می توان موارد زیر را دریافت(فرهی، 1375: 150-149):

  • مدیران موفق احساس تعهد را تا حد یک بصیرت مشترک و هدف استراتژیک در زیردستان القا میکنند.
  • مدیران موفق کارها را به منظور استفاده کارا از منابع و کارکنان موجود در جهت کسب هدف سازماندهی می کنند.
  • مدیران موفق شبکه ای از منابع اطلاعاتی و متحدان بالقوه ایجاد می کنند.
  • مدیران موفق برای پی بردن به مشکلات و استفاده از فرصت ها، عملیات ومحیط خارجی را تحت نظارت و کنترل خود می گیرند.
  • مدیران موفق در برخورد با مسائل و مشکلات، قاطعانه اقدام می کنند.
  • مدیران موفق انتظارات هر نقش را برای زیردستان مشخص می کنند، بدون اینکه حوزه مدیریتی آنان را کوچک کنند.
  • مدیران موفق کار تیمی را مورد تشویق قرار می دهند.
  • مدیران موفق توسعه مهارت ها و اعتماد به نفس در زیردستان را از طریق ترکیبیواگذاری اختیار، مشاورتو رایزنی، آموزش و مربیگری،آگاه سازی و اطلاع رسانی، شناخت و تشخیص و حمایت و پشتیبانی انجام دهند.

در سال های اخیر برخی از مدیران سازمان ها مهارت های سیاسی و مهارت های اجتماعی را از جمله عوامل رشد و موفقیت به شمار می آورند.

4-9-1- 2- الگوی رفتاری مدیران اثربخش:

شاید بتوان این سوال که” مدیران اثربخش چه می کنند” را مهم تر از سوال”مدیران موفق چه می کنند” دانست. نتایج پژوهش های به عمل آمده در خصوص مطالعه الگوهای رفتاری اثربخش حاکی از آن است که مدیران اثربخش به روابط کاری و فعالیت های مدیریت منابع انسانی بیش از سایر موضوعات توجه دارند. به عبارتی دیگر باید بیشترین میزان اشتغال مدیران اثربخش را در موضوعاتی مانند فعالیت های انسان محور، ارتباطات سازمانی، انسان ومدیریت منابع انسانی جستجو کرد. مدیران اثربخش در فعالیت های روزانه خود به تعامل با ذی نفعان خارجی توجه کمتری دارند.(Luthans, 1988: 31).

نقش های مدیران، پژوهشگران به نکات جالب توجهی در باب الگوهای کاری، روابط فردی، خصوصیات شغلی، نقش ها، شبکه های اجتماعی،استراتژی های نفوذ و سایر ابعاد کاری مدیران دست یافته اند. علی رغم تعداد این پژوهش ها موضوع نقش ها کمتر رشد و توسعه یافته است. در اغلب این پژوهش ها صرفا فراوانی و زمان تعاملات و فعالیت های شغلی مورد توجه بوده است و کمتر به تشریح فعالیت ها در قالب تئوری های اجتماعی، مدیریتی، و یا سازمانی پرداخته شده است. نکته دیگری که باید به آن اشاره شود فقدان پیوند میان یافته های هر پژوهشگر با پژوهشگران دیگر بوده است.”هالز”راه حل مشکلات مذکور را برخورداری از یک چارچوب تئوریک می داند. و معتقد است که مفاهیم و تئوری نقش می تواند امکان مطالعه و مقایسه الگوهای رفتاری مدیران را فراهم آوردو پیوند میان پژوهش ها را مستحکم سازد.(Ibid:336).