روشهای کنار آمدن دفاعی

تلاشهای کنار آمدن مستقیم برای تغییر دادن منبع استرس احساس شده، مبارزه می کنند. از طرف دیگر، تلاشهای کنار آمدن دفاعی برای متوقف ساختن اثرات ناخوشایند استرس مبارزه می کنند. هنگامی که مردم به صورت ذهنی یا جسمی می کوشند تا از موقعیت استرس زا یا نشانه های ناشی از این موقعیت ها بگریزند روشهای کنار آمدن دفاعی را به کار می گیرند.

مکانیزمهای دفاعی

یکی از شیوه های کنار آمدن دفاعی، استفاده از مکانیزم های دفاعی است، با استفاده از انکار، واپس روی، فرافکنی یا واکنش وارونه، مردم می کوشند واقعیت استرس زا را تعریف نموده و آن را به صورت واقعه بی ضرری که تهدید کننده نیست ارزیابی کنند، مثلاً از طریق انکار، رئیس یک شرکت از اقرار به این که شرکت در حال ورشکستگی است، خودداری می کند. با انکار وجود تهدید (یا این که به سلامتی شخص نامربوط است) هیچ پاسخ استرس لازم نیست. مکانیزم های دفاعی انکار و واپس روی نسبتاً ناپخته بوده و به ناسازگاری می انجامد. البته مکانیزم های دفاعی دیگر نسبتاً معقول بوده و به کنار آمدن موفق می انجامد و حتی موجب بهبود سلامت جسمانی و روانی می گردد. یکی از مکانیزم های دفاعی معقول که درباره آن زیاد مطالعه شده است، شوخ طبعی است. نزو، نزو و بلیست (1988) رابطه بین فراوانی وقایع زندگی منفی که مردم تجربه می کنند، شوخ طبعی و تجربه های افسردگی آنها را در یک دوره دو ماهه بررسی کردند. مهم ترین یافته پژوهشی آنها در شکل 1-1 نشان داده شده است.

مردم صرفنظر از گرایش به استفاده از شوخی به عنوان یک راهبرد کنار آمدن، زمانی که استرسهای زندگی، نادر بودند، دچار افسردگی کمی می شوند. ولی در مورد استرس زندگی متوسط و زیاد، هر چه شوخ طبعی، شخص بیشتر بود احساس افسردگی کمتری دارد (افسردگی توسط BDI ، پرسشنامه خودسنجی افسردگی اندازه گیری شد). در واقع شکل 1-1 نشان می دهد که اشخاصی که زیاد شوخ طبع بودند، هنگامی که با سطح بالایی از استرس زندگی روبرو می شدند، در مقایسه با سطح پایین زندگی، افسردگی بیشتری را گزارش نمی کردند. این واقعیت که شوخ طبعی، فرد را در مقابل اثرات افسرده کننده استرس محافظت می کند این سؤال را مطرح می سازد که چرا شوخی این اثر را دارد. امکان دارد شوخی به یکی از این دو دلیل کارساز باشد: از یک طرف ممکن است شوخی روشی برای تخلیه کردن تنش ناشی از استرس باشد، ممکن است مردم برای پنهان کردن افسردگی شان واقعاً بخندند. از طرف دیگر امکان دارد شوخی همان کاری را بکند که مکانیزم های دفاعی دیگر می کنند. یعنی انکار و تحریف واقعیت. چون شوخی به خاطر رهایی از ناهماهنگی رخ می دهد و نه به خاطر تنش ایجاد شده، این عقیده که شوخی تنش را با خنده می پوشاند، پذیرفتنی نیست برعکس شوخی به این دلیل کارساز است که به شخص این امکان را می دهد تا واقعیت را به گونه ای از نظر اجتماعی پذیرفتنی و نسبتاً معقول تحریف کند.

کاهش دهندگان شیمیایی استرس

دومین راهبرد کنار آمدن دفاعی استفاده از داروهای کاهش دهنده تنش است. داروهای آرام بخش نظیر الکل، باربیتورات ها، آرام بخش ها و بنزودیازپین ها همگی اثر پاراسمپاتیک مانند، بر دستگاه عصبی داشته و موجب آرامش و خواب می شوند. داروهای آرام بخش به این خاطر مؤثرند که اختلالهای فیزیولوژیکی استرس را بی اثر می کنند. اگر یک شغل، امتحان یا رابطه موجب اختلالهای فیزیولوژیکی شود (فعالیت طولانی سمپاتیک)، داروهای آرام بخش می توانند به صورت مصنوعی یک بهبودی فیزیولوژیکی خنثی کننده را راه اندازی نمایند. از طرف دیگر این داروها بی نتیجه اند زیرا به تلاش شخص برای کنار آمدن با اختلالهای شناختی و هیجانی استرس کمک نمی کنند. به عبارت دیگر داروهای آرام بخش موجب آرامش بدنی می شوند ولی برای تغییر دادن منبع یا علت اختلالهای فیزیولوژیکی کاری انجام نمی دهند. از این رو داروهای آرام بخش را روش کنار آمدن دفاعی می دانند زیرا هدف آنها نشانه های استرس است و نه علت آن.

پسخوراند زیستی

روشهای کنترل استرس نظیر مراقبه، پسخوراند زیستی و آرمیدگی تدریجی با کاهش دادن تنش جسمانی مثل داروهای آرام بخش عمل می کنند. امتیاز این روشهای کنترل استرس این است که اشکال داروهای آرام بخش را ندارند یعنی موجب اعتیاد جسمانی و وابستگی روانی نمی شوند. به جای پاسخ دهی به یک استرس زا به صورت آشفتگی فیزیولوژیکی، روشهای کنترل استرس به فرد آموزش می دهند تا آرام باشد، عمیقاً نفس بکشد و تنش عضلانی را آرام کند. روش کنترل استرس که بیش از همه مورد مطالعه قرار گرفته است پسخوراند زیستی است پژوهشهای زیادی گواه بر این واقعیت اند که انسانها می توانند با پسخوراند مناسب و به موقع، بر دامنه وسیعی از پاسخ های فیزیولوژیکی خودکار، کنترل ارادی داشته باشند (مثل فشار خون، حرارت پوست)، (میلر، 1987). معمولاً فرد را به آزمایشگاه می برند و از او می خواهند بکوشد عملاً توانایی افزایش و کاهش یک پاسخ فیزیولوژیکی را کسب کند، مثلاً ممکن است به مدیران آموزش دهند تا عملاً تنش عضلانی را کاهش دهند که در غیر این صورت، به سر درد میگرنی منجر می شود. علی رغم موفقیت این شیوه در آزمایشگاه چندین پژوهشگر از پسخوراند زیستی انتقاد کرده اند (هول دوید و لازاروس، 1982). انتقاد اساسی این است که استرس زاهای محیط طبیعی، کنترل شخصی پاسخ های فیزیولوژیکی را به آسانی مختل می کنند. مردم قادر نیستند به راحتی پاسخ های فیزیولوژیکی خود را هنگامی که به طور همزمان در یک موقعیت استرس زا درگیر هستند، کنترل کنند. به عبارت دیگر، در حالی که فرد به پیامدهای از دست دادن کار یا گذراندن یک امتحان فکر می کند، حفظ کنترل شخصی بر فشار خون دشوار است یعنی باید توجه داشت که در پسخوراند زیستی اگر کسی واکنش پذیری فیزیولوژیکی اش را کنترل کند کمتر قادر به کنترل خود استرس زا است، انتقاد دیگر، انتقادی کلی از تمامی روشهای کنار آمدن دفاعی است. این روشها به جای درمان علت استرس نشانه های آن را درمان می کنند.

ورزش

آخرین روش کنترل استرس ورزش بدنی است، مک کن و هولمز (1984)، گروهی از آزمودنیهای زن دانشگاه را در برنامه اروبیک شرکت دارند در حالی که گروهی دیگر را در این برنامه شرکت ندارند متوجه شدند که شرکت در این برنامه به طور چشمگیری استرس و افسردگی را کاهش داد. در نگاه اول این یافته به نظر متناقض می رسد زیرا اروبیک مطمئناً روشی برای برانگیختگی سمپاتیک است و نه پاراسمپاتیک. بنابراین سؤال این است که چرا یک فعالیت افزایش دهنده انگیختگی به گزارش ذهنی کاهش تنش می انجامد؟ طبق نظر مک کن و هولمز تفاوت بین انگیختگی ناشی از اروبیک و انگیختگی ناشی از استرس در این است که انگیختگی اروبیک ارادی است، در حالی انگیختگی استرس غیرارادی است. ظاهراً وقتی شخص برانگیختگی اش کنترل ارادی دارد فرصت غلبه کردن و کنترل پاسخ دهی فیزیولوژیکی اش را داراست. به علاوه انگیختگی اروبیک همیشه دوره ای از آرامش کامل را به همراه دارد که ادراک کنترل فرد بر واکنش پذیری فیزیولوژیکی اش را بیشتر تقویت می کند.

یافته های پژوهشی در زمینه مزاح (شوخ طبعی)

می توان با استفاده از تمام تئوریهای ذکر شده بریا به دست آوردن سرنخ هایی برای شناسایی توانایی شوخ طبعی استفاده کرد. تورنس کوشیده است چنین سرنخ هایی در نویسندگی و نقاشی کودکان بیابد. در برخی وضعیت های اجتماعی، صورت هایی از شاخص های ذیل ممکن است مفید واقع شود. شخص به اقداماتی از اقدامات زیر مبادرت می ورزد:

  • ایفای نقش های کمدی، خنده آور و تفریحی
  • ترسیم نمودن آن چه کمدی، خنده آور و تفریحی است از طریق نقاشی
  • خلق کاریکاتورهای آن چه شوخی آمیز و ابتکاری است.
  • در نمایشنامه های دراماتیک ایفای نقش کمدی،‌ خنده آور تفریحی
  • در بازیها افراد را به خنده انداختن
  • ساختن لطیفه ها یا داستانهای مضحک
  • در بحث به خنده انداختن (نه مسخره کردن) مردم
  • شرح تجارب شخصی با شوخ طبعی و با دیگران شوخی کردن

مسئله اساسی در استفاده از مشاهداتی از قبیل آنچه در بالا شرح داده شد یافتن ضوابط مناسب و قابل اعتماد درباره این مطلب است که چه چیز مطلبی را خنده آور، با مزه، کمدی و تفریحی می کند،‌ به غیر از آن باعث خنده می شود بهترین ضوابطی که مؤلف یافته است آن چیزهایی است که در تئوری های شوخ طبعی که در قسمت قبل مرور گردید مستمر است که عبارتند از:

  • وفق دادن زیرکانه یا برتر در هنگام پیروزی یا موفقیت
  • الحاق عوامل نامتجانس به یکدیگر
  • عامل غافل گیری، شکستن یک مسیر کاری یا کاردار عادی
  • تجربه نمودن دو عاطفه یا احساسات ناسازگار
  • تجربه رهایی از تنش یا فارغ شدن از فشار
  • الحاق عوامل نامتجانسی که ناگهان به هم ارتباط داده می شوند و مهم تلقی کردن چیزی که مهم نیست و غیر مهم تلقی کردن یا جلوه دادن آن چه که مهم است.

از تمام ضوابط، ضابطه ای که در آن الحاق عوامل نامتجانس ناگهان به هم ارتباط داده می شوند، یکی از معتبرترین و قابل اعتمادترین شاخص ها است. این ضابطه را هم چنین می توان برحسب تضادهای ادراکی که ناگهان روشن می شود تعریف نمود. در استفاده از نظریه توانایی شوخ طبعی در ارزیابی پاسخ های اشکال تصویری به عناوین، سرلوحه ها و تصاویر آزمون های تفکر خلاق تورنس در صورتی که کیفیت به تصویر در آوردن مطالب کمدی، خنده آور یا تفریحی باشد امتیاز داده می شود. علاوه بر واکنش های فیزیولوژیک خنده، ضوابط ذیل در امتیاز دادن به شوخ طبعی مورد استفاده قرار گرفته است: نزد هم آوردن عدم متجانس هایی (ادراکی یا تصویری) که به طور طبیعی از یک وضعیت ناشی می شود برای آن که یک مسخرگی در رفتار انسان به تصویر درآید، بزرگ کردن (آگراند سیمان)، تجنیس (آوردن دو کلمه که در تلفظ یکی ولی در معنی تفاوت داشته باشند)‌ بازی با لغات، مسخره کردن، طعنه، متضادها و متضادهای مستتر و کاریکاتور به وقوع یک یا دو مورد با یک علامت مثبت (+) و به وقوع سه مورد یا بیشتر با دو علامت مثبت (++)‌ امتیاز داده می شود. روندهای پرورشی با داده های ذیل که درصد افراد در هر سطح آموزشی را که حداقل یک پاسخ حاکی از شوخ طبعی ارائه نموده اند، نشان داده شده است.

سطح آموزشی

تعداد

درصد

مهد کودک

کلاس اول

کلاس دوم

کلاس سوم

کلاس چهارم

کلاس پنجم

کلاس ششم

دوره اول دبیرستان

دوره دوم دبیرستان

دانشگاه

676

502

356

1983

1058

659

1256

945

429

272

7

22

13

37

35

46

48

44

64

68

پرورش شوخ طبعی در سالهای اول هم نامظنم و هم کند است. قسمت عمده شوخ طبعی در مهد کودک و کلاسهای اول و دوم تقریباً تصادفی به نظر می رسد. با وجود این در کلاس سوم بیش از افراد پاسخ هایی می دهند که حاکی از شوخ طبعی ارزیابی می شود و این رشد با افت کلاس چهارم مواجه می شود دوران رشد دیگر در کلاس پنجم و رشد نهایی در سالهای دوره دوم دبیرستان به وقوع می پیوندد و به سالهای دانشگاه گسترش می یابد.

ترغییب پرورش توانایی شوخ طبعی

با آن که به نظر می رسد شوخ طبعی در غالب روش های ساخت دار خلاق مسائل به طور طبیعی اتفاق می افتد، تدوین کنندگان برنامه های آموزشی از یافتن روشهای مستقیم فراهم ساختن و تمرین در شوخ طبعی اظهار یأس می کنند. این بدان معنی نیست که توانایی شوخ طبعی نباید مانند سایر توانایی ها تمرین شود تا مفید باشد. مؤلف مدتها است اعتقاد داشته است که شوخ طبعی را می توان در کلاس مورد استفاده قرار داده تا از آن درک عمیق تری به دست آورد. برای تشویق شوخ طبعی فقط معلم لازم است خندیدن را مجاز اعلام کند. با آن که به نظر می آید توانایی شوخ طبعی تا حدود کلاس پنجم به شکوفایی کامل نمی رسد ولی داده ها نشان می دهد که در واقع در سنین پائین شروع به پرورش می کند نوع دیگر از ترغیب و تشویق آن است که از شوخ طبعی طبیعی که در نوشتارها، نقاشیها، بحث ها، بزرگ کردنها و وضعیتهای روزانه زندگی کودکان وجود دارد لذت برده آن را مورد شناسایی و تأثیر قرار داده و بکار می بریم. والدین، سرپرستان و مدیران و سایر مسئولین می توانند روش مشابهی را در ترغیب و تشویق شوخ طبعی در خانواده ها و مؤسسات صنعتی و بازرگانی، سازمان های دولتی و غیره مورد استفاده قرار دهند. علاوه بر آثار جالب آن در حل خلاق مسائل و بیان خلاق به نظر می رسد که شوخ طبعی آثار درمانی داشته و به ایجاد جوی سالم در گروهها کمک می کند. اثر درمانی آن بدین علت است که به شخص کمک می کند دیدگاهی حاکی از شوخ طبعی درباره مسأله به دست آورد. شخص می تواند با استفاده از شوخ طبعی به اعمال، طرز فکرها و رفتار خود از دیدگاهی بی طرفانه و همراه با شوخ طبعی نگریست و در نتیجه این شیوه نگرش را برای اعمال تغییرات لازم بر زندگی خود به کار برد. (تورنس،‌ 1993).

 

 

 

 

 

 

 

 


پاسخ دهید