دادگاههای ناحیه ای ایالات

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته حقوق (همه گرایش ها) می توانید اینجا کلیک کنید

هر ایالات سازمان قضایی ویژه های است که منحصر به آن ایالات می باشد و حدود 9 درصد دعاوی در این دادگاهها رسیدگی می شود. مسائل مربوط به قراردادها ,شبه جرم ,روابط خوا نوادگی ,ارث ,جرایم اقتصادی لازم الاجرا از جمله مواردی است که در این دادگاهها مطرح و مورد رسیدگی قرار می گیرد. این محاکم می توانند به مسائل فدرال نیز رسیدگی نمایند البته مشروط بر این که مسائل مزبور در صلاحیت انحصاری دادگاههای فدرال نباشند . این دادگاهها دارای سیستم وحدت قاضی می باشند. و رسیدگی به مسائل موضوعی در دعاوی حقوقی و کیفری با هیئت منصفه است و قضات فقط به مسائل حکمی رسیدگی می نمایند. قضات این دادگاهها نیز با رای عمومی انتخاب می شوند. البته در بعضی ایالات آنها توسط کانون وکلا انتخاب می شوند .

این محاکم به دو دسته دادگاههای پایین و شهرستان تقسیم می شوند. هر ایالت دارای یک دادگاه عالی در راس سازمان وجود دارد . در بعضی ایالات محاکم استینافی نیز وجود دارند که به مسائلی که منحصرا” مربوط به دیوان عالی نباشد رسیدگی می نماید و در بعضی موارد رای آن نیز قطعی است. این محاکم از سیستم تعدد قاضی پیروی می نمایند.(2)

محاکم استینافی

این محاکم صلاحیت رسیدگی به صورت تجدید نظز نسبت به آراء محاکم دولت مرکزی و تصمیمات کمیسیونهای معین را دارا می باشند. در اکثر موارد نیز آراء صادره از سوی این دادگاهها قطعی است. قضات این دادگاهها را قضات منطقه می نامند. هر دادگاه از 3تا 5 قاضی تشکیل گردیده که با اکثریت آراء اتخاذ تصمیم می نمایند. برای اتخاذ تصمیم وجود حد اقل 3 قاضی لازم است. عمده ترین مسائلی که در این دادگاهها مربوط می شود مسائل مربوط به حقوق شهروندان و موارد کیفری است. قسمت دیگری نیز مربوط به قوانین فدرال و قانون اساسی و مقررات اداری می باشند. بخش دیگری از دعاوی مطرح شده نیز مربوط به تفسیر و اجرای قوانین فدرال است. برای رسیدگی در این محاکم امریکا به 12 منطقه تقسیم گردیده استکه با واشنگتن D.C سیزده منطقه را تشکیل میدهند.

منظور از این تقسیم بندی ها این است که هر دعوایی مربوط به منطقه ای است که از آنجا شروع شده و دعاوی بر اساس نقطه آغاز و تقسیم بندی های منطقهای مورد تجدید نظر واقع می شوند , مثلا” منطقه نهم این دادگاها بنام ایالات کا لیفرنیا است زیرا اکثردعاوی که به این دادگاه ارسال می شود مربوط به ایالات کالیفرنیا است.(1)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1) نقش کنگره امریکا درسیاست آن کشور,پایان نامه دکترابوالقاسم مشیری ,صص 206,207                                           2) حقوق ایالات متحده امریکا,سید حسن صفایی,ص78,70

 

 

تاریخچه هیئت منصفه

کشور یونان در عصر باستان جهت روشن شدن اینکه متهم می باشد یا نه از وجود هیئت منصفه استفاده می نموده است. در آتن در حدود شش هزار نفر از اقشار مختلف مردم اسامیشان بدست آمده است که برای تشکیل هیئت منصفه در دعاوی از وجود آنان استفاده می شده است. به عنونا مثال در محاکمه سقراط 501 نفر به عنوان اعضای هیئت منصفه سقراط را به اتهام تحریک به فساد و تبلیغ علیه حکومت به نوشیدن جام زهر شوکران محکوم نمودند. (1)

البته نهاد هیئت منصفه به شکل امروزی از حقوق انگلستان گرفته شده است. تشکیل آن به زمان بعد از فتح انگلستان توسط نورماندیها بر می گردد.

در سال 1215 میلادی هیئت منصفه به شکل امروزی در انگلستان تاسیس گردید. در سال 1368 میلادی تعداد این افراد 12 نفر بود که آنها را از بین کسانی که در انتخابات شرکت می نمودند و به قید قرعه انتخاب می کردند.آن چیزی که اعضاء این هیئت باید تعیین کنند این است که متهم مجرم است یا نه و بعد دادگاه با مراجعه به قوانین و استناد به مواد قانونی حکم مقتضی را صادر می نمایند.(2)

در فرانسه نیز قبل از انتخابات کبیر یعنی قبل از سال 1789 میلادی هیئئت منصفه وجود داشته است ولی به صورت امروزی نبوده و هیئت منصفه در آن کشور به شکل امروزی بر گرفته از حقوق انگلستان است. بعد از انقلاب کبیر در فرانسه دو نوع هیئت منصفه وجود داشت : یکی هیئت منصفه اتهامی و دیگری هیئت منصفه محاکماتی .

هیئت منصفه اتهاماتی در مرحله باز پرسی نظر می داد که آیا این اتهام قابلیت تعقیب و پی گیری دارد و دلایل و شواهد موجود برای تعقیب متهم کافی است یا خیر؟

هیئت منصفه محاکماتی نیز در جلسه رسیدگی حضور می یافت و اظهار نظر می نمود.

با توجه به توضیحات بالا مشخص می شود که در فرانسه فقط در امور کیفری هیئت منصفه اتهامی به موجب قانون آئین دادرسی کیفری نا پلئون حذف گردید.(3)

در مورد هدف و فلسفه چنین نهادی طرفداران آن دلایلی را ذکر می کنند که عمده آنها عبارت است از :

  1. با وجود هیئت منصفه دردادگاه محاکمات جنبه مردمی به خود می گیرند.
  2. هیئت منصفه به عنوان تجلی افکار عمومی در محاکمات می با شند.
  3. انتظارات مردم از عدالت و قضاوت توسط خود آنها بیان می شود .
  4. قوانین خشک و بی روح ,تعدیل و متناسب می شوند.
  5. افراد مستقل در برابر قدرت حاکم در رای مشارکت می نمایند و این باعث می گردد نسبت به متهم اعمال نفوذی صورت نپذیرد.

مخالفین هیئت منصفه نیز دلایلی را جهت رد وجود چنین نهادی مطرح می نمایند. دلایل آنها عبارت است از :

  1. قضاوت یک امر تخصصی است و رسیدگی به مسائل حقوقی و کیفری کاری مشکل است که افراد عادی نمی توانند آن را انجام دهند .
  2. قضات به دلیل اشتغال به امر قضاوت در دادرسی از احساسات خود تبعیت نمی کنند ولی مردم عادی اکثر تابع احساسات و عواطف می باشند.(1)
     همان طور که قبلا” نیز ذکر گردید وجود نهادی به عنوان هیئت منصفه مخصوص کشور انگلستان می باشد. البته امریکایی ها نیز به تبعیت از انگلستان در ابتدای امر برای افراد مهاجر انگلیسی که در این کشور اقامت داشتند چنین نهادی را تاسیس نمودند اینک به شرح مختصری درباره این نهاد در هر یک از دو کشور می پردازیم :

       نهاد هیئت منصفه در ایالات متحده بسی زنده تر از انگلستان است. این امر در مورد دادگاههای فدرال ناشی از آن است که نهاد هیئت منصفه به وسیله قانون اساسی ایالات متحده ( اصلاحیه هفتم ) تضمین شده است همین که ارزش موضوع دعوی بیش از 20 دلار باشد ,هر شهر وند می تواند در خواست کند که هیئت منصفه در دعوا ی او حکم کند ,فقط به شرط اینکه دعوی تابع آیین دادرسی انصاف نباشد.

اینک به شرح در مورد هیئت منصفه در دو کشور انگلستان و امریکا     می پردازیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. مجله وکالت ,شماره 5

 

الف – هیئت منصفه در انگلستان

سیر و تحول تا ریخی

هیئت منصفه اولین بار در حدود 900 سال قبل بوجود آمد و ابتدا کار آن معرفی اموال اشخاص همسایه برای اخذ مالیات بود ولی انگلیسی ها به این علت که حاضر به پرداخت مالیات به پادشاه نبودند و دعاوی مالکیت را به صورت صوری بین خود مطرح می کردند تا این هیئت ابتدا دعاوی مالکیت را حل و فصل نمایند سپس مالیات اخذ نماید به همین علت کار این هیئت ها کم کم از مشخص نمودن اموال برای اخذ ما لیات تبدیل به رسیدگی برای ادعای مالکیت شد.

یک قرن بعد تشکیل هیئت های منصفه در دعاوی حقوقی به حدی توسعه پیدا کرد که انگلیسی ها تشکیل آن را یکی از نشانه های آزادی خود می دانستند و در فرمان ( سال 1215 ) برای ائلین بار تشکیل هیئت منصفه به عنوان یک حق برای مردم در نظر گرفته شد.(1)

هیئت منصفه در دعاوی حقوقی

هیئت منصفه در بعد امر اصولا” برای دعاوی حقوقی بود و به علت استقبال مردم از هیئت منصفه رفته رفته در اکثر دعاوی حقوقی رسیدگی با حضور هیئت منصفه بود اما از هفتاد سال پیش حضور هیئت منصفه در دعاوی حقوقی محدود گردیده است مثلا” در سال 1933 به موجب قانون تشکیلات اداری چنین مقرر گردید که اصولا” تشکیل هیئت منصفه و یا عدم تشکیل آن در هر دعوای حقوقی موکول به نظر دادگاه باشد باستثناء موارد زیر که تشکیل هیئت منصفه را قانون مزبور لازم دانست .

این موارد عباتند از :

رسیدگی به توقیف غیر قانونی , اغوا و فریفتن , تهمت و افترا, تخلف از شرایط ازدواج و کلاهبرداری اما اگر دادگاه تشخیص دهد که دخالت هیئت منصفه به علت رسیدگی به اسناد و مدارک یا محاسبات ممکن است باعث اطاله دادرسی شود بدون حضور هیئت منصفه رسیدگی را ادامه می دهد. (2)

هیئت منصفه جزایی

رسیدگی در اکثر دعاوی جزایی که شامل جنه و جنایت می شود با حضور هیئت منصفه به عمل می آید و رای هیئت باید به اتفاق آراء باشد. اگر هیئت منصفه بدوی نتوانست به اتفاق آراء متهم را تبرئه یا محکوم کند هیئت منصفه دیگری تشکیل می شود و اگر هیئت منصفه مزبور نتوانست به اتفاق آراء رای دهد

 

ب- هیئت منصفه درامریکا

در امریکا از زمان تشکیل سیزده کلنی انگلیس بوجود آمد. در این موقع در انگلستان خانواده استوارت ها سلطنت می کردند و برای اینکه مهاجرت انگلیسی ها را به کلنی ها تشویق کرده باشند مزایایی برای مهاجرین قایل شدند. از جمله تشکیل هیئت منصفه در دعاوی حقوقی و جزایی در کلنی ها بود.

این مزایا بموجب فرامین سلاطین بوجود آمد و سلاطین در فرمان های خود ذکر کرده بودند که افراد انگلیسی مقیم کلنی ها و فرزندان آنها از تمام آزادیهای مردم انگلیس برخور دارند از جمله حق محاکمه متهمین در حضور هیئت منصفه. به این ترتیب هیئت منصفه در خاک امریکا تشکیل گردید و در همان موقعی که مردم انگلستان برای حفظ این حق خود یعنی داشتن هیئت منصفه ,با سلاطین در مبارزه بودند ساکنین کلنی ها در امریکا از این حق به راحتی برخوردار بودند.

در موقع تنظیم قانون اساسی امریکا که مدت چند ماه طول کشید با کشمکشهایی که بین نمایندگان ایالات بر سر تفکیک قوای سه گانه و روشن شدن اختیارات هر یک از ایالات و دولت مرکزی وجود داشت مدتها وقت نمایندگان صرف موضوعات مزبور گردید و فقط در روزهای آخر که تنظیم قانون اساسی در شرف اتمام بود به مسئله هیئت منصفه توجه شد و تشکیل هیئت منصفه را در دادگاههای جزائی در تبصره 3 ماده 3 قانون اساسی امریکا ذکر نمودند ,تبصره 3 مزبور چنین است :

((رسیدگی به تمام جرایم ( باستثناء جرائمی که از طرف مجلس نمایندگان اعلام می شود و مجلس سنا محاکمه می کند ) با حضور هیئت منصفه انجام خواهد شد. رسیدگی به اینگونه جرائم در دادگاه آن ایالتی بعمل خواهد آمد که جرم در آنجا واقع شده در صورتیکه جرم در ایالت بخصوصی واقع نشده باشد محل رسی دگی را کنگره بموجب قانون معین خواهد نمود. (1)

در اصلاحیه شماره 6 صریحا” ذکر شده است که رسیدگی به اتهام مجرمین ,علنی و سریع و در ایالت و ناحیه ای که در آن جا واقع شده است بوسیله هیئت منصفه بیطرف انجام خواهد یافت.(2)


در اصلاحیه شماره 7 تشکیل هیئت منصفه را در مورد رسیدگی به دعاوی حقوقی مربوط به کا من لا به شرط آنکه خواسته بیش از 20دلار باشد لازم دانسته است در تمام 50 ایالت نیز تشکیل هیئت منصفه را در دعاوی حقوقی      تقریبا” به همین شکل لازم دانسته اند. در ده سال اخیر اصلاحاتی در قوانین آئین دادرسی بعمل آمده که به موجب آن دادگاههای امریکا افراد عضو هیئت منصفه را انتخاب می کنند تا بدون هیچگونه تبعیضی و یا جانب داری ,هیئت منصفه بتوانند رای خود را اعلام نمایند. و همیشه لیست های آماده که حاوی نام دسته های هیئت منصفه است آماده می باشد و در موقع لزوم به تفراد آن دسته که تشکیل یک هیئت را می دهند اطلاع می دهند تا در جلسات محاکمه مورد نظر حضور پیدا نمایند .

 

  1. مقاله دکتر مصطفی امامی ,وکیل پایه یک دادگستری در مجله حقوق امروز
  2. دیوان عالی ایالت متحده امریکا ,نوشته برابرت جی مک کلاسکی ,ترجمه اسدالله مبشری

طریقه انتخاب دسته های هیئت منصفه به این ترتیب است که از روی لیست هایی مثل لیست مالیات دهندگان و یا لیست انتخاب کنندگان نمایندگان مجلسین عده کثیری را به حکم قرعه انتخاب می کنند و بعد این عده عده کمتری را باز به حکم قرعه انتخاب می کنند که این عده انتخاب شدگان اخیر اعضاء هیئت منصفه را تشکیل می دهند. این افراد به دسته جات 12 نفری تقسیم می گردند. در هنگام محاکمه و دعوت یک هیئت منصفه برای حضور در دادگاه ,وکلا طرفین دعوی از اعضاء هیئت منصفه تحقیقات لازم را بعمل می آورند تا صلا حیت آنها را برای شرکت در آن محاکمه احراز نمایند و اگر ضمن تحقیق معلوم شود که شخص مزبور فاقد صلا حیت شرکت در هیئت منصفه مزبور است یا ممکن است دعوایی که با حضور آن شخص به عنوان یکی از اعضاء هیئت منصفه قرار است مطرح شود به نحوی با آن عضو یا عضو هیئت منصفه با یکی از طرفین دعوا قرابت دارد یا غرض و خصومتی در گذشته با یکی از طرفین دعوا داشته و یا نسبت به طبقه ای که یکی از اطراف دعوی جزو آن طبقه است نظر مساعدی ندارد یا یکی از طرفین دعوی جزو نژادی باشد که آن عضو عداوت و کینه ای از آن نژاد در دل داشته باشد و یا در دعوایی قبلا” نسبت به یکی از طرفین دعوا رایی صادر کرده باشد , ایراد عدم صلاحیت می کنند . البته آن عضو و یا اعضاء هیئت مزبور نیز متقابلا” حق دارند در این مورد دفاع نمایند.(1)

 

 

 

 

 

 


پاسخ دهید