همانطوری که در شرایط مهریه ذکر شده یکی از شرایط صحت مهریه

« قدرت بر تسلیم» است یعنی مهریه باید باندازه ای تعیین شود که مرد توانایی پرداخت آن را داشته باشد در غیر اینصورت مهریه صحیح نیست.اما اینکه چرا جوانان مهریه های سنگین را می پذیرند.

بنظر نگارنده آنچه که کاملاً مشهود است این است که معمولاً جوانان به مهریه به دید( چه کسی داده و چه کسی گرفته) نگاه می کنند که البته اینگونه طرز تفکر نکاح را از دید اسلام دچار مشکل می کند. چون همانطور که اشاره شد زن وشوهر در مورد مقدار مهریه باید با هم به توافق برسند وهر دو میزان و تعداد مهریه را قبول داشته باشند ولی طبق این طرز تفکر زوج این مقدار مهریه را قبول ندارد و درحقیقت نه توانایی این مقدار مهریه را دارد و نه می دهد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته حقوق (همه گرایش ها) می توانید اینجا کلیک کنید

اما همانطور که اشاره شد اسلام به مهریه و پرداخت آن اهمیت فراوانی می دهد و پیامبر دراینباره فرمودند:

« خدا ممکن است از هر گناهی درگذرد ولی از مهر زن نمی گذرد»

ولی متأسفانه جوانان دانسته یا ندانسته تن به خواسته های نامعقول می دهند.

طرف دیگر این ازدواج دختران و خانواده های آنها هستند که وقتی در مورد مهریه از طرف خانواده مرد و یا اطرافیان با اعتراض روبرو می شوند کار خود را اینگونه توجیه می کنند:

آنان معتقدند که مهریه سنگین دوام خانواده است. با بالابودن تعداد سکه ها و یا بالابودن مبلغ مهریه شوهر نمی تواند زن را آزار دهد و یا او را طلاق دهد ولی باید گفت این تنها یک خیال واهی است.

اگر کمی به قبل برگردیم متوجه تغییر وضعیت خواهیم شد.

چندین سال قبل ازدواج ها خیلی راحت تر و در سنین پائین تر انجام می شد تعداد مهریه زنان معمولاً از 13 سکه تجاوز نمی کرد جشنهای عروی خیلی ساده و بی تکلف برگزار می شد و اکثر این ازدواجها سالهای سال است بعنوان یک زوج خوشبخت در کنار هم زندگی می کنند ولی امروز درست عکس آن سالهاست وقتی باصطلاح «چشم هم چشمی» آرام آرام پا به درون خانه ها گذاشت. کم کم اعتقادات مذهبی کمرنگ شد. دیگر مردم کمتر به سنتی که رسول خدا(ص) به آن پایبند بود عمل می کردند جشنهای عقد و عروسی روز بروز مفصل و بزرگتر شد. مهریه ها از 12 و 14 سکه به 100 – 1000- 1350 تبدیل شد.

ولی آیا این تعداد سکه ضامن خوشبختی است؟

مسلماً خیر.

گاهی ممکن است مهریه یک زن اندک باشد ولی در کنار شوهرش احسا آرامش و خوشبختی کند و این نتیجه تفاهم و اخلاق نیکویی است که بین آنان حکفرماست.

گاهی ممکن است مهریه یک زن بسیار بالا باشد ولی هیچگاه در زندگی طعم خوشبختی را نچشیده باشد. پس چه بسیار دیده شده اند دخترانی که باصطلاح با ضریب امنیتی بالا( مهریه های سنگین) وارد خانه بخت شده اند ولی هیچگاه مفهوم خوشبختی را درک نکرده اند.

اگر در زندگی آرامش تفاهم، یکرنگی، جای خود را به ناامنی، ناسازگاری، و دوروی بدهند هر چند مهریه زوجه هزاران سکه هم باشد باز هم طعم تلخ آن زندگی با شرینی سکه های طلا تغییر نخواهد کرد.

سردی در آن خانه به حدی خواهد رسید که حرارت هزاران سکه طلا به هیچ وجه نمی توانند کانون آن خانواده را گرم کنند و زندگی برای زوجه آنقدر سخت خواهد شد که خواهد گفت: ( مهریه ام حلال، جانم آزاد)

ولی کار به همین جا ختم نخواهد شد.

ما موظفیم با تلاش فراوان و البته با برنامه ریزی های بلندمدت و کوتاه مدت بسوی فرهنگ اصیل اسلامی خود برگردیم و این بار واقعاً سعی کنیم آنچه اسلام گفته است را خوب بفهمیم و به درستی بفهمانیم و در زندگی خود پیاده کنیم.

نتیجه:

ازدواج یک پدیده طبیعی است. زن و مردی که به سبب این امر در کنار یکدیگر و با هم زندگی می کنند یکسری وظایف و حقوقی را نسبت به یکدیگر دارند که یکسری از وظایف و حقوق بین آنها مشترک و دسته دیگر خاص هر کدام از طرفین است که برای هر یک لازم الاجرا است همچنانکه حضرت علی(ع) می فرمایند:

« دایره حق در توصیف و در مرحله سخن از دو چیز وسیعتر است ولی بهنگام عمل کم وسعت ترین دایره هاست حق به نفع کسی جریان نمی یابد جز اینکه در مقابل برایش مسئولیتی بوجود می آورد و حتی بر زبان کسی جریان نمی شود. جز این که به همان اندازه به سواد او جریان می یابد و اگر قرار بود حق به سود کسی جریان یابد ومسئولیتی برایش ایجاد نکند این مخصوص خداوند بود نه مخلوقش».در اسلام زن از مقام خاص و والایی برخوردار است و قانون اساسی کشور قوانینی را بر طبق حق و حقوق و دستورات اسلام وضع کرده است و کسی حق ندارد از این دستورات سرپیچی کنند. دسته از حقوق بین زن و مرد مشترک است مانند حقوق اجتماعی. دسته ای دیگر از حقوق خاص زن و یا مرد است که دراینجا تنها حقوق خاص زن و یا مرد است که در اینجا تنها حقوق خاص زن مورد بررسی قرار گرفته است. بر اثر زوجیت زن دارای سه حق مالی می شود که هر کدام از این حقوق مالی احکام فقهی و حقوقی خاص خود دارد. مهر یکی از حقوق مالی زن ناشی از عقد نکاح می باشد. مهر اگر عین باشد به محض عقد نکاح به ملکیت زن در می آید در این صورت زن حق هرگونه تصرف را خواهد داشت ولی اگر مهر عین کلی باشد، مالکیت زن مستقر نمی شود مگر اینکه شوهر مشخص نماید هر چیز مباح یا عمل( کار) را می توان مهر زن قرار داد و مقدار مهر نیز از جهت کمی و زیادی محدودیتی ندارند. البته از جهت کمی باید باندازه ای باشد که مالکیت داشته باشد و از جهت زیادی مستحب است که تقلیل داده شود زن هر زمان که بخواهد می تواند مهر خود را از شوهر مطالبه کند. اگر از اجرای عقد سالها گذشته باشد و مهر زن وجه رایج باشد و به نرخ روز محاسبه می گردد و مرد نیز ملزم به پرداخت آن است ولی در صورت امتناع شوهر از پرداخت مهر زن می تواند از طرق قانونی برای گرفتن مهر اقدام نماید و یا از حق حبس برای گرفتن مهراستفاده نماید و حق او از میان رفته تلقی خواهد شد و علاوه بر مهر حقوق مالی دیگری بنام نفقه و ارث در جریان ازدواج برای زن حاصل می گردد. نفقه حق مالی است که در طول زندگی مشترک زن از آن برخوردار می شود و در پرداخت آن شأن و منزلت خانوادگی زن ملاک می باشد و ارث حق مالی است که بعد از فوت زوج، زوجه به آن دست پیدا می کند.

اما در مورد مهریه های سنگین اینطور نتیجه گیری می شود که: اسلام بر مهریه های سبک اصرار دارد و از مهریه های متنفر است. مهر سنگین باعث فرار جوانان از ازدواج و افتادن آنان در معصیت و گناه می شود و خواهنده مهر سنگین در انحراف جوانان سهیم و از این جهت مستحق عذاب الهی است.

اسلام این سخت گیری ها را خلاف انصاف و مروت و جدای از اخلاق انسانیت و امری غیر شرعی می داند.کلاً سخت گیری در امر ازدواج جنگیدن با غرایز و شهوات و آرزوهای طبیعی است.

خانواده ها باید از سخت گیری در امر ازدواج بپرهیزند و راه ازدواج را برای جوانان همواره کنند. دختران را با شرایط سهل و آسانی شوهر بدهند و پسران را با برنامه های معمولی و ساده گرفتن امر ازدواج به ازدواج تشویق کنند تا از گسترش فساد و گناه جلوگیری شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فهرست منابع و مآخذ

1- شهید مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام

2- اسماعیل هادی، دورنمای حقوق ازدواج موقت