۲-۱-۲) تعریف کیفیت زندگی:

کیفیت زندگی مفهومی است با ماهیت انتزاعی و ابعاد گوناگون و دستیابی به یک تعریف جامع و کلی دشوار و نا ممکن است ولی بر اساس کاربرد های آن توسط مراجع و افراد مختلف می توان از آن تعاریفی عملیاتی ارائه نمود. این واژه مفهومی چند بعدی و چند وجهی دارد.

 

 

  1. Thacher, Hopwood, Anderson

 

در حال حاضر بیش از یک صد تعریف از کیفیت زندگی در متون علمی وجود دارد ولی به طور کلی به وسیله حیطه هایی که در برگیرنده کیفیت زندگی است تعبیر می شود، حیطه هایی مانند سلامت روحی، اعتماد به نفس، شادمانی، سلامتی جسمی و رضایت از زندگی و غیره (نظر زاده،۸۸).

کیفیت زندگی یک فرآیند منطقی و مفهومی استوار بر پایه فرهنگ و خلاصه ای از ارزش ها و عقاید، سمبل ها، تجارب شکل گرفته آن فرهنگ آن فرهنگ است و راهی برای شناخت و فهم شرایط و تجارب انسان در زندگی فراهم می کند. لذا شناخت کیفیت زندگی عاملی مهم در راستای راهنمایی، حفظ و پیشبرد سلامت و تندرستی در جوامع و فرهنگ های مختلف می باشد (رحیمی، ۱۳۸۵)

گوتی و همکارانش معتقد هستند مفهوم کیفیت زندگی وضعیت بهتر زیستن است که مشتمل بر دو بخش می باشد:

الف- توانایی اجرای فعالیت های روزمره که همان بهزیستی جسمی،روانی و اجتماعی است.

ب- رضایت فرد از سطح عملکرد خود (رسولی، ۱۳۸۲)

فالوفیلد و همکاران معتقدند که کیفیت زندگی  مجموعه ای از اطلاعات ذهنی است که معمولا بیمار در مورد نوع تجارب خود از بیماری مانند درد, ضعف, ناتوانی و جنبه های وسیعتری از وضعیت جسمانی عاطفی, اجتماعی و شغلی خود بیان می نماید.